تبليغاتX
گوناگون

گوناگون

...همه چیز در یکجا.کوتاهترن راه برای زوردتر رسیدن...

در باب نابودی قسمت اعظم اوستا گمانه‌های فراوانی وجود دارد. خصوصاً در میان عموم رایج است در هنگامه یورش مغول به سرزمین ایران چنین واقعه‌یی روی داده است. می‌دانیم مسلمانان، زردشتیان را...
 
اوستا از دیرباز تا اکنون
می‌ستاییم روان‌های مردان و زنان پیرو راستی را، در هـر سـرزمینی که زاده شـده باشند.
مـردان و زنـانـی که بـرای پـیروزی آیـین راستی، کوشیده اند، می‌کوشند و خواهند کوشید.
(فروردین یشت، بند 154 )
 

اوستا، کهن ترین مجموعه نوشتارهای ایرانیان و کتاب دینی زردشتیان است. در باب تحریف یا عدم تحریف اوستای اصلی و اساساً زمان نگارش اوستا و نحوه حفظ آن در دوران باستان، نظرات گوناگون و متناقضی میان محققان ایران باستان و عالمان دین زردشتی وجود دارد. برخی چون «آبه فرانسوا نو» بر این اعتقادند که اوستا پس از انقراض ساسانیان به نگارش درآمد و تا پیش از آن به صورت سینه به سینه حفظ می‌شده است. عده‌یی از دانشمندان چون «نیبرگ» بر این اعتقادند که اوستا در دوران ساسانیان به نگارش درآمده است. عده‌یی هم نگارش آن را به پیش از ساسانیان ربط می‌دهند.

اما مساله دیگر پیرامون اوستا محتوای آن است که برخی معتقدان به آن، گویند محتوای اوستا بدون تحریف و تغییر از زمان شخص زردشت، پیامبر بزرگ ایرانیان، تا به امروز حفظ شده است. در عین حال عده‌یی از دانشمندان و علاقه مندان به دین باستانی ایرانیان معتقدند چه در زمان نگارش اوستا و چه پیش و چه پس از آن، بنا به علل و عوامل فراوان، متون اولیه اوستا دچار حذف و اضافاتی شده است. با آنکه باب بحث در مورد کیفیت اوستا کماکان باز است و دانشمندان از زوایای مختلف به بررسی مسائل مربوط به حواشی آن می‌پردازند، در این مقاله سعی شده است به بیان نظریات پروفسور «آرتور کریستین سن» در باب این موضوع، که مورد تایید بسیاری از باستان شناسان است، پرداخته شود؛ اوستا در شکل کنونی خود دارای پنج بخش است که تشکیل می‌شوند از؛ یسنا (گاهان بخشی از یسن است)، ویسپرد ، وندیداد ، یشت‌ها و خرده اوستا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 1:13  توسط علی  | 

موسیقی مذهبی
بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می‌خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
مشاهده می‌کنید که پرهیز از استفاده از ساز و آلات در موسیقی مذهبی از ادوار گذشته تاریخی وجود داشته و اثرات آن تا به امروز هم به چشم می‌خورد.
مسئولیت اجرای سرودهای مذهبی با موبدان خوش آواز بوده و به قول "استرابو" دانشمند یونانی این نغمه‌ها منحصر به مفاخر پهلوانی و مناجات با یزدان بوده است. شایان ذکر است که امروزه بازمانده‌هایی از این آئین کهن هنوز هم در فرهنگ ایران دیده می‌شود.
 
هرودوت همچنین می‌نویسد:
"ایرانیان برای قربانی در راه خداوند و مقدسات خود، کشتارگاه و آتشکده ندارند و بر قبور مردگان شراب نمی‌پاشند. در عوض یکی از پیشوایان مذهبی حاضر می‌شود و یکی از سرودهای مذهبی را می‌خواند."
 
موسیقی رزمی
اما در دوران هخامنشی موسیقی نوع دیگری هم موجود بوده است. یکی از انواع دیگر، موسیقی رزمی‌ با جنگی بوده است.
گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می‌نویسد:
"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند. کورش در وقت حمله به دشمن سرود جنگی را آغاز کرد و سپاهیان با او هماهنگ شدند."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
این سروده‌ها برای بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان اجرا می‌شد و گزنوفون اضافه می‌کند که:
"کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می‌شد."
 
این مراسم هنوز هم در بین بسیاری از طوایف ایرانی وجود دارد و بنام "سوگ سیاوشان" یا "سووشون" معروف است و بقایای این آئین قدیمی‌ حتی در مراسم آئینی ایران بعد از اسلام نیز دیده می‌شود.
از دوران هخامنشی سازهایی باقیمانده است از آنجمله می‌تواند به کرنا، نی، شیپور، کوس (نوعی ساز ضربی)، درای و سنج اشاره کرد.
در سال 1336 هجری شمسی در کاوشهای تخت جمشید در حول و حوش آرامگاه اردشیر سوم هخامنشی، یک شیپور فلزی به طول 120 سانتی متر به دست آمد که شبیه کرنای است. قطر دهنه آن 50 سانتیمتر و جزو سازهای جنگی محسوب می‌شود.
 
موسیقی مجلسی
اما نوع دیگری از موسیقی بنام مجلسی نیز در آن روزگار مرسوم بوده است. موسیقی مجلسی یا همان بزمی ‌از دیر باز در تمدن ایران وجود داشته است. آوازهای فراغت، سرودهای شادی و سرور، در جلسات بزم بکار می‌رفت و سازهای ویژه و شیوه اجرای خاص خود را داشت.
گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که:
"در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می‌شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه‌هایی در مجلس شرکت می‌کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن‌ها سهم اساسی داشتند."
هرودوت از وجود تعداد زیادی موسیقیدان در عصر هخامنشی یاد می‌کند و می‌نویسد که آنها در دربار نیز زندگی می‌کردند و در روزهای جشن همچون مهرگان، سده، نوروز و ... به دربار خوانده می‌شدند و شادی و سرور برپا می‌کردند.
گزنوفون نیز می‌نویسد:
"کورش برای کیاخسار تعدادی از موسیقیدان‌ها را برگزید ... اسکندر مقدونی از خزانه کورش 320 فقره اسب و آلات موسیقی را بدست آورد ..."
و جالب اینجاست که در سفرنامه فیثاغورث نیز به مراسم تاجگذاری داریوش اشاره شده است:

"حدود 360 دختر خنیاگر (نوازنده یا خواننده) به آوزاخوانی و نوازندگی می‌پرداختند."

منبع: harmonytalk.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 0:52  توسط علی  | 

بعد از کلی تلاش طاقت فرسا مطالب مرداد ماه رو اصلاح کردم ولی مطالب شهریور ماه هنوز کلی کار داره که دراین بی حوصلگی و بماند.خودش شده که مایه دق!!!

انشاا... به زودی اونهاروهم تصحیح خواهم کرد و اگر مجالی بود و حوصله‌ای و ....

کما بیش در خدمت شما خواهم بود.

براتون روزهای افتابی شبهای مهتابی اسمانی پرستاره دلهایی غرق شادی و لبهایی پرزخنده و سلامتی از خداوند خواستارم.

یاعلی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 19:49  توسط علی  | 

به جستجوي تو
بر درگاه کوه مي گريم،
در آستانه دريا و علف.

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم،
در چار راه فصول،
در چارچوب شکسته پنجره اي
که آسمان ابرآلوده را

قابي کهنه مي گيرد.
.....
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جريان باد را پذيرفتن،
و عشق را
که خواهر مرگ است
و جاودانگي
رازش را
با تو در ميان نهاد
پس به هيات گنجي در آمدي
بايسته و آزانگيز
گنجي از آن دست
که تملک خاک را و دياران را
از اين سان
دلپذير کرده است!

نامت سپيده دمي که بر پيشاني آسمان مي گذرد
- متبرک باد نام تو!-
و ما همچنان
دوره مي کنيم
شب را و روز را
هنوز را ....

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 15:45  توسط علی  | 

هر ايرادي که مبتني بر دلايل غير موجه باشد آن را ايراد بني اسراييلي مي گويند: اصولاً ايراد بني اسراييلي احتياج به دليل و مدرک ندارد؛ زيرا اصل بر ايراد است - خواه مستند و خواه غير مستند - براي ايراد گيرنده فرقي نمي کند. ايراد بني اسراييلي به اصطلاح ديگر همان بهانه گيري و بهانه جويي است، النهايه گاهي از حدود متعارف تجاوز کرده به صورت توقع نابجا در مي آيد. في المثل به يک نفر نقاش دستور مي دهيد که تابلويي از دورنماي قله دماوند براي شما ترسيم کند. نقاش بيچاره کمال ظرافت و هنرمندي را در ترسيم تابلو به کار مي برد و تمام ريزه کاريها و سايه روشن ها را در تجسم قله مستور از برف و قطعات ابري که بر بالاي آن قرار دارد کاملا ملحوظ و منظور مي دارد، به قسمي که جاي هيچگونه ايرادي باقي نماند. ولي مع هذا ممکن است براي اقناع طبع بهانه جوي خويش انتظار داشته باشيد که از تماشاي آن تابلو احساس سردي و سرما کنيد! اين گونه ايرادات را در عرف اصطلاح عامه "ايراد بني اسراييلي" گويند که صرفاً از ذات جوي و بهانه گير مايه مي گيرد.

اکنون بايد ديد بني اسراييل کيستند و ايرادات آنان بر چه کيفيتي بوده، که صورت ضرب المثل پيدا کرده است.

بني اسراييل همان پسران يعقوب و پيروان فعلي دين يهود هستند که پيغمبر آنها حضرت موسي، و کتاب آسمانيشان تورات است. بني اسراييل اجداد کليميان امروزي و نخستين ملت موحد دنيا هستند که از دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح در سرزمين فلسطين سکونت داشته و به چوپاني و گله چراني مشغول بوده اند. بني اسراييل به چند قبيله قسمت مي شدند و هر قبيله ريئسي داشت که او را شيخ يا پدر مي گفتند. از معروفترين شيوخ آنها حضرت ابراهيم بود که پدر تمام اقوام عبراني محسوب مي شود. بني اسراييل در زمان يعقوب به مصر مهاجرت کردند و بعد از مدتي به راهنمايي حضرت موسي به شبه جزيره سينا عازم شدند. چهل سال ميان راه سرگردان بودند، موسي درگذشت (و يا به کوه طور رفت) و يوشع آنها را به کنعان رسانيد. بعد از فوت سليمان (974 ق.م) دو سلطنت تشکيل دادند؛ يکي دولت اسراييلي و ديگري دولت يهود. دولت اسراييلي را سارگن پادشاه آسور و دولت يهود را بخت النصر يا نبوکدنزر، پادشاه کلده منقرض کرد و عده کثيري از آنها را به اسارت برد که بعد از هفتاد سال کورش کبير شهر زيباي بابل را فتح کرده، همه را به فلسطين عودت داد.

باري، پس از آنکه حضرت موسي به پيغمبري مبعوث گرديد و آنها را به قبول دين و آيين جديد دعوت کرد، اقوام بني اسراييل به عناوين مختلفه موسي را مورد سخريه و تخطئه قرار مي دادند و هر روز به شکلي از او معجزه و کرامت مي خواستند. حضرت موسي هم هر آنچه آنها مطالبه مي کردند به قدرت خداوندي انجام ميداد. ولي هنوز مدت کوتاهي از اجابت مسؤل آنها نمي گذشت که مجدداً ايراد ديگري بر دين جديد وارد مي کردند و معجزه ديگري از او مي خواستند. قوم بني اسراييل سالهاي متمادي در اطاعت و انقياد فرعون مصر بودند و از طرف عمال فرعون همه گونه عذاب و شکنجه و قتل و غارت و ظلم و بيدادگري نسبت به آنها مي شد. حضرت موسي با شکافتن شط نيل آنها را از قهر و سخط آل فرعون نجات بخشيد؛ ولي اين قوم ايرادگير بهانه جو به محض اينکه از آن مهلکه بيرون جستند مجدداً در مقام انکار و تکذيب برآمدند و گفتند: «اي موسي، ما به تو ايمان نمي آوريم مگر آنکه قدرت خداوندي را در اين بيابان سوزان و بي آب و علف به شکل و صورت ديگري بر ما نشان دهي.»  پس فـرمـان الهي بر ابر نازل شد که بر آن قوم سايباني کند و تمام مدتي را که در آن بيابان به سر مي برند براي آنها غذاي مأکولي فرستاد.

پس از چندي از موسي آب خواستند. حضرت موسي عصاي خود را به فرمان الهي به سنگي زد و از آن دوازده چشمه خارج شد که اقوام و قبايل دوازده گانه بني اسراييل از آن نوشيدند و سيراب شدند.

قوم بني اسراييل به آن همه نعمتها و مواهب الهي قناعت نورزيده، مجدداً به ايراد و اعتراض پرداختند که: يکرنگ و يکنواخت بودن غذا با مذاق و مزاج ما سازگار نيست. از نظر تنوع در تغذيه به طعام ديگري احتياج داريم. به خداي خودت بگو که براي ما سبزي، خيار، سير، عدس و پياز بفرستد. (آقاي دکتر غياث الدين جزايري معتقد است که مطابق اخبار و روايات وارده مائده آسماني ماهي و گوشت بريان بوده؛ که تا بزمين برسد مسلماً چند روزي مي ماند و خوردن گوشت مانده، بدون پياز ايجاد اسهال مي کند. لذا چون قوم بني اسراييل به تجربه فوايد پياز را مي دانستند از حضرت موسي خواهان خوراکهايي شده اند که يکي از آنها پياز بوده است."اعـجـاز خـوراکـيـهـا، چـاپ پـانـزدهم ، ص 206").

ديري نپاييد که در ميان قوم بني اسراييل قتلي اتفاق افتاده، هويت قاتل لوث شده بود. از موسي خواستند که قاتل اصلي را پيدا کند. حضرت موسي گفت: "خداي تعالي مي فرمايد اگر گاوي را بکشيد و دم گاو را بر جسد مقتول بزنيد، مقتول به زبان مي آيد و قاتل را معرفي ميکند."

بني اسراييل گفتند: "از خدا سؤال کن که چه نوع گاوي را بکشيم؟" ندا آمد آن گاو نه پير از کار رفته باشد و نه جوان کار نديده. سپس از رنگ گاو پرسيدند. جواب آمد زرد خالص باشد. چون اساس کار بني اسراييل بر ايراد و بهانه گيري بود، مجدداً در مقام ايراد و اعتراض برآمدند که اين نام و نشاني کافي نيست و خداي تو بايد مشخصات ديگري از گاو موصوف بدهد. حضرت موسي از آن همه ايراد و بهانه خسته شده، مجدداً به کوه طور رفت، ندا آمد که اين گاو بايد رام باشد، زميني را شيار نکرده باشد، از آن براي آبکشي به منظور کشاورزي استفاده نکرده باشند و خلاصه کاملاً بي عيب و يکرنگ باشد.

بني اسراييل گاوي به اين نام و نشان را پس از مدتها تفحص و پرس و جو پيدا کردند و از صاحبش به قيمت گزافي خريداري کرده، ذبح نمودند و بالاخره به طريقي که در بالا اشاره شد، هويت قاتل را کشف کردند.

آنچه گفته شد، شمه اي از ايرادات عجيب و غريب قوم بني اسراييل بر حقيقت و حقانيت حضرت موسي کليم الله بود که گمان مي کنم براي روشن شدن ريشه تاريخي ضرب المثل ايراد "بني اسراييلي" کفايت نمايد.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 10:3  توسط علی  | 

دو دانشمند آمریکایی و یک دانشمند اسرائیلی که روی ریبوزوم ها، محل های ساخته شدن پروتئین ها در سلول ها تحقیق می کرده اند، برندگان نوبل شیمی سال 2009 هستند.

ونکاترامن راماکریشنان (57 ساله) و توماس استیتز (69 ساله) از آمریکا و آدا یونات (70 ساله)از اسرائیل توانسته اند نقشه اتم به اتم ریبوزوم ها را کشف کنند و آکادمی سلطنتی علوم سوئد گفته است که تحقیقات آنها برای درک علمی حیات بنیادین بوده و به تهیه آنتی بیوتیک ها کرده کمک کرده است.

آدا یونات چهارمین زنی است که نوبل شیمی را برده است. آخرین باری که یک زن این جایزه را از آن خود کرد بیش از چهل سال پیش بود. در سال 1964 جایزه نوبل شیمی به دوروتی کروفوت هاجکین از بریتانیا اعطا شد.

برندگان امسال، که جایزه یک میلیون و چهارصد هزار دلاری نوبل را تقسیم خواهند کرد، توانسته اند مدل های سه بعدی را بسازند که نشان می دهد آنتی بیوتیک های مختلف چگونه به ریبوزوم ها متصل می شود.

آکادمی علوم سوئد گفت: "دانشمندان اکنون از این مدل های سه بعدی استفاده می کنند تا آنتی بیوتیک های جدید تولید کنند. از این طریق جان بسیاری نجات می یابد و رنج و عذاب نوع بشر کاهش یافته است."

این سه شیمیدان از روشی موسوم به "ایکس ری کریستالوگرافی" برای تشخیص موقعیت صدها هزار اتمی که ریبوزم را تشکیل می دهد، استفاده کرده اند.

آکادمی سلطنتی سوئد روز چهارشنبه (7 اکتبر)، گفت: "بسیاری از آنتی بیوتیک ها با متوقف کردن فعالیت ریبوزوم های باکتری ها، بیماری ها را درمان می کند. اگر ریبوزوم ها فعال نباشند باکتری ها نمی توانند زنده بمانند. به همین دلیل است که دانش درباره ریبوزوم ها در تولید آنتی بیوتیک های جدید اهمیت زیادی دارد."

آلفرد نوبل، کارخانه دار سوئدی که دینامیت را اختراع کرد، در سال 1895 وصیت کرد موسسه ای برای اعطای جایزه نوبل به یافته ای مهم علمی داده شود. اعطای این جوایز شش سال بعد آغاز شد.

خواندن این مطلب رو هم به شما توصیه می‌کنم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 3:28  توسط علی  | 

شيوانا عارف بزرگ پرسيدند وفادارترين مردي که ديدي که بود؟ او گفت:" جواني که هنوز ازدواج نکرده بود و هنوز نمي دانست همسرش کيست و چه شکل و قيافه اي خواهد داشت اما با اين وجود هرگاه با دختري جوان برخورد مي کرد شرم و حيا پيشه مي کرد و خود را کنار مي کشيد. او وفادار ترين مردي بود که در تمام عمرم ديده بودم!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 16:33  توسط علی  | 

PageRank